حرص و طمع

خرید بک لینک

روزی پسر بچه ای در خیابان سکه ای یک سنتی پیدا کرد.او از پیدا کردن این پول آن هم بدون هیچ زحمتی خیلی ذوق زده شد.
این تجربه باعث شد که بقیه روزهاهم با چشمهای باز،سرش را به سمت پایین بگیرد(به دنبال گنج).او در مدت زندگیش 296 سکه 1سنتی 48 سکه 5 سنتی 19 سکه 10 سنتی 16 سکه 25 سنتی 2 سکه نیم دلاری ویک اسکناس مچاله شده 1دلاری پیدا کرد.در مجموع 13 دلار و26 سنت.
در برابر به دست آوردن این 13 دلار و26 سنت او زیبایی دل انگیز 31369 طلوع خورشید درخشش157رنگین کمان و منظره ی درختان افرا در سرمای پاییز را از دست داد .
او هیچ گاه حرکت ابرهای سفید را بر فراز آسمان در حالی که از شکلی به شکل دیگر در می آمدند ندید. پرندگان در حال پرواز درخشش خورشید و لبخند هزاران رهگذر هرگر جزئی از خاطرات او نشد...

English Translate

One day a boy found a 1 peny in the street.He was very happy about this.

He became so greedy and he was looking for free money evryday.

He found 296 peny , 48 of 5 penies , 19 of 10 penies , 16 of 25 penies ,2 of 50 penies and 1 dollar bill, in fact 13 dollars and 26.

In this time he lost 31369 sunrises , 157 rainbows , views of the trees and the cold in fall.

He never saw the white clouds , birds and the peaple smiles

+ نوشته شده در شنبه بیستم آبان ۱۳۹۶ساعت 14:18&nbsp توسط سعید قاسمی |

پند کشیش...

ما را در سایت پند کشیش دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 111 تاريخ: شنبه 20 آبان 1396 ساعت: 18:36

صفحه بندی